چگونه میشود شخصی هیچ تابعیتی نداشته باشد و یا آن که چند تابعیت داشته باشد؟هرکدام از این ها چه مشکلاتی به همراه دارد و چه راه حلی برای آن وجود دارد؟

قبل تر گفتیم که تابعیت یک فرد از دو طریق به دست می آید.یا ذاتی است یا اکتسابی.اگر فرد در کشور تحت سیستم خاک به دنیا بیاید تابعیت آن کشور را کسب میکند و اگر فرد از پدر و مادر تبعه ی کشوری با سیستم خون متولد شود تابعیت والدینش را دریافت میکند.برخی کشور ها هم همچون ایران دارای سیستم مختلط خاک و خون هستند.

اما تابعیت اکتسابی میتواند با تقاضای شخص یا ازدواج و مانند آن به وجود آید.

حال با همه ی این اوصاف بی تابعیتی و چند تابعیتی چگ.نه اتفاق می افتذ؟بی تابعیت کسی است که گویا هیچ دولتی وی را تحت حمایت و مسئولیت خود نمیشناسد! اما به هر حال پدر و مادر شخص تابعیتی دارند و کشور خاصی  نیز محل تولد او بوده است پس بی تابعیتی یک رخداد بعید به نظر میرسد اما دارای مصادیق بسیار در جهان است.دلایل ان را بررسی میکنیم:

_ممکن است شخصی برای ترک تابعیت خود تقاضا دهد اما دیگر در پی تحصیل تابعیت دیگری نباشد

_تعارض قوانین: برای مثال اگر ودکی در ایران از پدر و مادر خارجی متولد شود و کشور متبوع پدر و ماد تابع سیستم خاک باشد کودک بی تابعیت میشود چون در ایران صرف تولد در خاک ایران برای اخذ تابعیت ایرانی کافی نیست و کشور متبوع پدر و مادر هم صرف تولد از اولیای متبوع را برای اخذ تابعیت کودک کافی نمیداند!یا اگر کودک نا مشروعی در خاک آلمان از مادری انگلیسی متولد شود کودک بی تابعیت میشود

_پناهندگی و مهاجرت: ممکن است طبق قوانین کشوری شخصی با پناهنده شدن به دول خارجی تابعیت خود را از دست بدهد و اگر آن کشور ها نیز درخواست تابعیت اورا نپذیرند شخص بی تابعیت میشود.مثلا اگر یک تبعه آلمان به دول خارجی پناههنده شود تابعیت آلمانی خود را از دست میدهد

_سلب تابعیت به عنوان مجازات که بسیار در نگاه بین المللی حکمی مذموم است و تقریبا مردود محسوب میشود اما بازهم اثراتی از این مجازات در برخی کشور ها دیده میشود.مثلا در ایتالیا اگر تبعه آن به خدمت کشور های خارجی در بیاید تابعیت ایتلیایی آن ها سلب میشود و در آمریکا فرار از ارتش هنگام جنگ تابعیت آمریکا را از فرد سلب میکند.

اما در ایران چطور؟

اصل 41 قانون اساسی: تابعیت کشور ایران حق مسلم هر فرد ایرانی و دولت نمی‌تواند از هیچ ایرانی سلب تابعیت کند، مگر به درخواست خود او یا در صورتی که به تابعیت کشور دیگری درآید.

همچنین در قانون مدنی ماده 981 وجود داشت که تصریح داشت: اگر در ظرف مدت پنج سال از تاريخ صدور سند تابعيت معلوم شود شخصي که به تبعيت ايران قبول شده فراري از خدمت نظام بوده و هم چنين هرگاه قبل از انقضاي مدتي که مطابق قوانين ايران نسبت به جرم يا مجازات مرور زمان حاصل مي شود معلوم گردد شخصي که به تبعيت قبول شده محکوم به جنحه مهم يا جنايت عمومي است هيات وزراء حکم خروج او را از تابعيت ايران صاد ر خواهد کرد.

تبصره- اتباع خارجه که به تابعيت ايران قبول مي شوند در صورتي که در ممالک خارجه متوقف باشند و مرتکب عمليات ذيل شوند علاوه بر اجراي مجازات هاي مقرر، با اجازه هيات وزراء تابعيت ايران از آن ها سلب خواهد شد:

الف- کساني که مرتکب عملياتي بر ضد امنيت داخلي و خارجي مملکت ايران شوند و مخالف و ضديت با اساس حکومت ملي و آزادي بنمايند.

ب- کساني که خدمت نظام وظيفه را به طوري که قانون ايران مقرر مي دارد ايفا ننمايند

 

اما با حذف این ماده به موجب قانون اصلاحی 14/08/1370 میتوان تمایل قانون گذار به رد سلب تابعیت به عنوان مجازات را برداشت کرد.

ایراد تابعیت مضاعف نیز اینست که از یک طرف دودولت از او انتظار ادای وظایفی _همچون گذراندن دوران خدمت_ را دارند و از طرفی نیز هردو مدعی حنایت از او میباشند.

تابعیت مضاعف میتواند به سبب ازدواج پیش آید مثلا اگ یک زن فرانسوی با یک مرد ایرانی ازدواج کند تابعیت فرانسوی وی بای میماند و تابعیت ایرانی نیز بر وی تحمیل میشود.یا بر اثر اختلاف قوانین باشد مثلا کودکی از پدر ایرانی در خاک آمریکا به دنیا بیاید دارای دو تابعیت ایرانی و آمریکایی میشود.

در رابطه با رفع مشکل چند تابعیتی تا به حال نظریات فراوانی داده شده است که متاسفانه در حد نظریه باقی مانده است و کشور ها سر آن به توافق نرسیدند مثل پذیرش سیستم خاک یا تابعیت موثر تر و غیره اما ماده ای در قانون مدنی وجود که به نظر برای حل مشکل چند تابعیتی تدوین شده است.

ماده 984 قانون مدنی: زن و اولاد صغیر کسانی که بر طبق این قانون تحصیل تابعیت ایران مینمایند تبعه دولت ایران شناخته می‌شوند ولی زن در ظرف ۱ سال از تاریخ صدور سند تابعیت شوهر و اولاد صغیر در ظرف یکسال از تاریخ رسیدن به سن هیجده سال تمام می‌توانند اظهاریه کتبی به وزارت امور‌خارجه داده و تابعیت مملکت سابق شوهر و یا پدر را قبول کند لیکن به اظهاریه اولاد اعم از ذکور و اناث باید تصدیق مذکور در ماده ۹۷۷ ضمیمه شود.

نگارنده:هدیه عرفانیان سمیعی   کد مشاور 7659