دادخواست واخواهی یکی از طرق شکایت از آرای محاکم است که به موجب آن محکومعلیه غایب میتواند به رأی غیابی صادره اعتراض نماید. این حق که در مواد ۳۰۵ و ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ پیشبینی شده است، از تضمینات اساسی حق دادخواهی و دفاع محسوب میشود که ریشه در اصول قانون اساسی و حقوق بنیادین شهروندان دارد.
در نظام حقوقی ایران، واخواهی به عنوان یک طریق عادی شکایت از آرا شناخته میشود که صرفاً در خصوص احکام غیابی قابل اعمال است. فلسفه وجودی این نهاد حقوقی، حمایت از حقوق محکومعلیه غایب و تضمین حق دفاع وی میباشد. چرا که در دادرسی غیابی، خوانده امکان دفاع از خود را نداشته و حق دفاع که از حقوق اساسی و بنیادین است، نادیده گرفته شده است.
اصل تناظر و حق دفاع از اصول مسلم دادرسی عادلانه محسوب میشوند که در اسناد بینالمللی حقوق بشر و قوانین داخلی کشورها مورد تأکید قرار گرفتهاند. بر اساس این اصول، هر شخصی حق دارد از دعوای مطروحه علیه خود مطلع شده و فرصت کافی برای دفاع داشته باشد. واخواهی در واقع تضمینکننده این حقوق اساسی است.
مهلت واخواهی برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه از تاریخ ابلاغ واقعی میباشد. البته در مواردی که ابلاغ واقعی صورت نگرفته باشد، مطابق ماده ۳۰۵ قانون آیین دادرسی مدنی، محکومعلیه غایب حق واخواهی خود را از تاریخ اطلاع خواهد داشت.
دادخواست واخواهی باید واجد تمامی شرایط شکلی و ماهوی مقرر در قانون باشد. از جمله این شرایط میتوان به درج مشخصات کامل طرفین، موضوع خواسته، جهات و دلایل واخواهی، و تقدیم دادخواست در مهلت قانونی اشاره نمود. رعایت این شرایط برای پذیرش دادخواست واخواهی ضروری است.
مرجع رسیدگی به دادخواست واخواهی، همان دادگاه صادرکننده حکم غیابی است. این امر از آن جهت منطقی به نظر میرسد که دادگاه صادرکننده رأی، آشنایی بیشتری با موضوع و جریان پرونده دارد. پس از ثبت دادخواست واخواهی، پرونده مجدداً مورد رسیدگی قرار میگیرد و واخواه میتواند دفاعیات و مستندات خود را ارائه نماید.
اثر تعلیقی واخواهی از دیگر ویژگیهای مهم این نهاد حقوقی است. به موجب این اصل، با تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت قانونی، اجرای حکم غیابی متوقف میشود. البته در مواردی که حکم غیابی با تأمین خواسته یا دستور موقت همراه باشد، واخواهی مانع اجرای آن نخواهد بود.
در رسیدگی واخواهی، دادگاه مجدداً به تمامی جهات و دلایل طرفین رسیدگی میکند و این امر محدود به جهات و دلایل مندرج در دادخواست واخواهی نیست. این ویژگی نشاندهنده اهمیت حق دفاع و لزوم رسیدگی جامع به پرونده است.
نکته قابل توجه دیگر در خصوص واخواهی این است که صدور حکم غیابی و قابلیت واخواهی آن، صرفاً در مورد احکام صادق است و قرارها را شامل نمیشود. همچنین در مواردی که رأی دادگاه تجدیدنظر به صورت غیابی صادر شود، قابل واخواهی نخواهد بود.
با توجه به اهمیت حق دفاع و دادخواهی در نظام حقوقی، تنظیم صحیح و اصولی دادخواست واخواهی از اهمیت ویژهای برخوردار است. رعایت شرایط شکلی و ماهوی، ارائه دلایل و مستندات کافی، و تقدیم دادخواست در مهلت قانونی میتواند زمینه موفقیت واخواه را فراهم آورد.
واخواهی چیست و چه کاربردی دارد؟ آیا برای هر رای صادر شده می توان دادخواست واخواهی داد؟ این ها همه سوالاتی است که پس از شنیدن واژه واخواهی برای هرکسی پیش می آید. در پاسخ باید گفت که واخواهی به معنای اعتراض کردن است.
در آئین دادرسی مدنی واژۀ واخواهی به معنای اعتراض به احکام غیابی است؛ در واقع محکوم علیه غایب، به موجب قانون حق دارد به حکم غیابی اعتراض نماید و این اعتراض واخواهی نامیده می شود ؛ این درحالی است که احکام حضوری قابل واخواهی نمی باشند.
دادخواست واخواهی در دادگاه صادر کننده حکم غیابی قابل رسیدگی است؛ بعبارت دیگر، در دعاوی حقوقی و کیفری، تمامی احکام غیابی صادره از دادگاه های عمومی و انقلاب توسط محکوم علیه غایب در مهلت مقرر قابل واخواهی است؛ صرف نظر از اینکه حکم صادره با توجه به نوع دعوا یا میزان خواسته آن قابل تجدیدنظر باشد یا نباشد؛ رأیی که بر اساس واخواهی صادر می شود، می تواند در مهلت مقرر قابل تجدیدنظر نیز باشد؛ چنانچه حکم دادگاه فی الواقع حضوری باشد، اما دادگاه آن را غیابی توصیف نماید یا بالعکس، اثری بر حق واخواهی ندارد؛ با ما همراه باشید تا موارد موثر در این دادخواست را مورد بررسی قرار دهیم.
در قانون ایران، روش های مختلفی برای اعتراض به آرای محاکم دادگستری پیش بینی شده است که یکی از آنها واخواهی است. واخواهی را می توان به نوعی، طرق فوق العاده اعتراض به حکم غیابی مراجع قضایی نیز در نظر گرفت. واخواهی صرفا برای آرای غیابی دادگاه ها کارایی داشته و رایی که به صورت غیابی صادر نشده باشد، امکان واخواهی نسبت به آن وجود ندارد.
در واقع اگر رای غیابی صادر شده باشد، روش اصلی برای اعتراض به رای واخواهی است. اعتراض به احکام غیر غیابی، از طریق روش هایی چون تجدید نظر خواهی، فرجام خواهی و ... صورت می گیرد. اصل و مبنای ارائه دادخواست واخواهی، صدور رای به نحوی غیابی می باشد. نکته بسیار مهم در خصوص ارائه دادخواست واخواهی این است که چنین دادخواستی در همان دادگاه صادر کننده رای رسیدگی خواهد شد.
با توجه به این که یکی از شرایط قانونی غیابی بودن حکم، این است که ابلاغیه به صورت واقعی صورت نگرفته باشد، امکان ارائه دادخواست واخواهی به دادگاه وجود دارد. دادخواست واخواهی، مانند سایر دادخواست های اعتراض به احکام مراجع قضایی، جدای از دادخواست اصلی طرح دعوا تنظیم شده و در اختیار مرجع رسیدگی کننده قرار می گیرد. در این صورت لازم است که برای ثبت دادخواست واخواهی به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه شود. برای تنظیم دادخواست واخواهی با شرایط مناسب، می توانید از طریق شماره 09212242670 اقدام نمایید.
ماده ۳۰۵ قانون آیین دادرسی مدنی عنوان می کند که محکوم علیه غایب، حق دارد به حکم غیابی اعتراض نماید. این اعتراض، واخواهی نامیده می شود. قانونگذار، حق واخواهی را صرفا برای محکوم علیه در نظر گرفته است و قاعدتا محکوم له امکان اعتراض به شیوه واخواهی را ندارد. با توجه به این که به دلیل عدم حضور خوانده و نمایندگان آنها در هیج کدام از جلسات دادرسی، حکم غیابی صادر می شود، در این صورت لازم است که حق واخواهی برای این طرف دعوا قرار داده شود.
رای غیابی صادره از محاکم عمومی و انقلاب که محکوم علیه غایب در مهلت مقرر نسبت بدان اعتراض کرده است، را واخواسته می نامند.
واخواه: شخصی است که در مرحله دادرسی اولیه شرکت نداشته و رای بطور غیابی صادر شده است (محکوم علیه غایب)؛ این فرد همان خوانده دعوای اصلی باشد.
واخوانده: نیز همان خواهان دعوای اصلی است که علیه وی اعتراض شده است (معترض علیه).
بر اساس ماده ۳۰۳ قانون آیین دادرسی مدنی، حکم دادگاه به صورت حضوری است، مگر این که خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی وی در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده باشد و به طور کتبی نیز دفاع نکرده باشد و یا اخطاریه، ابلاغ واقعی نشده باشد.
شرط نخست ارائه دادخواست واخواهی، صدور حکم غیابی است. تا زمانی که رای به شکل غیابی صادر نشود، قانونا نمی توان برای واخواهی اقدام نمود. شرایط احکام غیابی، این است که خوانده و وکیل یا نمایندگان قانونی وی، بنا به دلایلی در هیچکدام از جلسات دادرسی حضور نداشته باشند. شرط دیگر غیابی بودن حکم نیز این است که هیچگونه دفاعیاتی به صورت کتبی از خوانده در دادگاه نشده باشد. در واقع اگر خوانده یا وکیل وی شرایط حضور در دادگاه را نداشته باشند، می توانند لایحه دفاعیه ای در این زمینه تنظیم نموده باشند تا موجبات عدم صدور حکم غیابی را فراهم کنند.
همچنین از دیگر شرایط غیابی بودن رای که ارتباطی به ارائه دادخواست واخواهی دارد، واقعی نبودن ابلاغ اخطاریه است. در صورتی که اخطاریه دادگاه به صورت واقعی نبوده و یا قانونی باشد، دادگاه مخیر به صدور حکم غیابی خواهد بود. به بیان دیگر، اگر برگه اخطاریه، مستقیما به شخص خوانده نرسد، امکان صدور رای غیابی و به تبع آن، اعتراض محکوم علیه به رای از طریق دادخواست واخواهی وجود دارد.
به موجب ماده 25 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 1394، رأی صادره از سوی قاضی شورا حضوری است؛ مگر اینکه محکوم علیه یا وکیل او در هیچ یک از جلسات رسیدگی حاضر نشده و یا به طور کتبی نیز دفاع ننموده باشد. محکوم علیه غایب می تواند برابر قانون آئین دادرسی مدنی به رأی غیابی اعتراض نماید. احکام غیابی صادره از دادگاه تجدیدنظر: این دسته از احکام ظرف مدت 20 روز از تاریخ ابلاغ واقعی به محکوم علیه قابل اعتراض و رسیدگی در همان دادگاه تجدیدنظر است. حقوق و تکالیف واخواه و واخوانده در طرح اعتراض به حکم غیابی و پاسخ به اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان نیز همان است که در اعتراض به حکم غیابی در مرحله نخستین آمده است.
رسیدگی دادگاه تجدیدنظر استان به اعتراض نیز تابع تشریفات رسیدگی به حکم غیابی مرحلۀ نخستین است. افزون بر آن در اجرای حکم غیابی مزبور مقررات مربوط به اجرای حکم غیابی مرحلۀ نخستین باید رعایت شود. قانونگذار وصف غیابی را برای حکم دادگاه تجدیدنظر به کار نبرده است اما این حکم نیز فی الواقع غیابی و در هر حال قابل واخواهی در دادگاه صادرکننده آن است. چنانچه حکم غیابی در دعوایی صادر شده باشد که طبق مقررات قابل تجدیدنظر باشد و محکوم علیه غایب در مهلت مقرر واخواهی ننماید، می تواند در مهلت تجدیدنظر نسبت به حکم غیابی تجدینظرخواهی کند.
چنانچه محکوم علیه غایب پس از پایان مهلت واخواهی نسبت به حکمی که قابل تجدیدنظر نیز باشد شکایت کند اما عنوان دادخواست و شکایت خود را به اشتباه به جای تجدیدنظر خواهی، «واخواهی» تعیین نماید بی آن که تاخیر واخواهی او مبتنی بر عذر موجهی باشد دادخواست مزبور قابل رسیدگی در مرحله تجدیدنظر برابر مقررات مربوط به آن مرحله می باشد.
به بیان دیگر درصورتی که دادخواست مزبور در مهلت تجدیدنظر تقدیم شده باشد باید تجدیدنظرخواهی شمرده شده و پس از انجام تشریفات برای رسیدگی به دادگاه تجدیدنظر فرستاده شود.همچنین اگر محکوم علیه غایب در مهلت واخواهی اقدام به تقدیم دادخواست تجدیدنظر نماید چون واخواهی حق است و هر حقی قابل اسقاط است و اسقاط میتواند صریح یا ضمنی باشد، بنا را باید بر این گذاشت که محکوم علیه با تقدیم دادخواست تجدیدنظر در مهلت واخواهی، حق واخواهی خود را ساقط کرده است و باید به شکایت او با توجه به مقررات تجدیدنظر یعنی عنوانی که خود انتخاب نموده است، رسیدگی شود. برای مشاوره حقوقی با شماره 09212242670 تماس بگیرید.
حکم غیابی تا جایی که امکان دارد، باید به محکوم علیه غایب، ابلاغ واقعی شود و چنانچه ابلاغ واقعی ممکن نباشد، ابلاغ قانونی بعمل آمده و معتبر خواهد بود. درصورتی که حکم غیابی ابلاغ واقعی شده باشد مهلت واخواهی که برای اشخاص مقیم ایران 20 روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور 2 ماه است از تاریخی آغاز می شود، که حکم حسب مورد به محکوم علیه غایب، نماینده و یا قائم مقام قانونی او ابلاغ می شود. بنابراین درصورتی که محکوم علیه غایب بی آن که عذر موجه داشته باشد خارج از مهلت مزبور دادخواست واخواهی خود را به دفتر دادگاه صادرکننده حکم تقدیم نماید دادگاه با دادخواست دادگاه قرار رد دادخواست واخواهی را صادر می نماید.
این قرار چنانچه در پروندهای صادر شده باشد که حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد در مهلت مقرر (حسب مورد 20 روز یا 2ماه) قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر است که رای قطعی صادر می نماید. درصورت فسخ قرار در مرجع تجدیدنظر پرونده به دادگاه نخستین برمیگردد تا برای رسیدگی به واخواهی اقدامات لازم صورت گیرد.
محکوم علیه غایبی که به سبب عذر موجه نتوانسته در مهلت مقرر واخواهی نماید، اجازه داده که پس از مهلت مقرر نیز دادخواست واخواهی را تقدیم نماید؛ در این صورت واخواه باید پس از رفع عذر دادخواست واخواهی دهد و جهات عذر و دلیل موجه بودن آن را به دادگاه صادرکننده حکم غیابی تقدیم نماید. دادگاه ابتدا ادعای او را مورد رسیدگی قرار داده و درصورتی که عذر را موجه تشخیص دهد، قرار قبولی دادخواست واخواهی را صادر مینماید که در اینصورت چنانچه حکم درحال اجرا باشد، متوقف می شود؛ چنانچه دادگاه عذر اعلام شده موجه تشخیص ندهد قرار رد دادخواست واخواهی را صادر می نماید. شما می توانید از مشاوره حقوقی انلاین و رایگان در وبسایت موسسه بهره مند شوید.
درصورتی که ابلاغ واقعی حکم غیابی ممکن نباشد، ابلاغ قانونی شده و معتبرخواهد بود؛ مهلت واخواهی نیز درصورت ابلاغ قانونی حکم حسب مورد 20 روز یا 2 ماه است؛ بنابراین محکوم علیه غایب درصورت ابلاغ قانونی حکم نیز علی القاعده نمیتواند خارج از مهلت مقرر واخواهی نماید.
درعین حال چنانچه واخواه مدعی باشد که با ابلاغ قانونی از مفاد حکم آگاه نگردیده میتواند دادخواست واخواهی خارج از مهلت خود را به دادگاه صادرکننده حکم غیابی تقدیم نماید. دادگاه ابتدا خارج از نوبت در این مورد رسیدگی مینماید و چنانچه درستی ادعای واخواه را احراز نمود قرار قبولی دادخواست واخواهی را صادر مینماید در اینصورت اجرای حکم چنانچه در حال انجام باشد تا روشن شدن نتیجه دادخواست واخواهی به درخواست محکوم علیه متوقف می شود. بدیهی است که قرار قبولی دادخواست واخواهی بدین معناست که دادگاه ادعای واخواه را مبنی بر آگاه نشدن از مفاد حکم پذیرفته و به واخواهی او رسیدگی می کند. درنتیجه پرونده برای رفع نقص احتمالی از دادخواست به دفتر بازمی گردد اما درصورتی که دادگاه ادعای واخواه را دراین خصوص نپذیرد، قرار رد داخواست واخواهی را صادر می نماید. برای دریافت مشاوره حقوقی تلفنی با شماره 02147625900 تماس بگیرید.
آثار واخواهی
لیکن درصورتی که محکوم علیه در مهلت مقرر واخواهی ننماید، چنانچه حکم در پروندهای صادر شده باشد که قابل تجدیدنظر نباشد، به درخواست محکوم له باید دستور اجرای حکم صادر شود و چنانچه قابل تجدیدنظر باشد،محکوم له برای گرفتن دستور اجرای حکم، باید تا پایان مهلت تجدیدنظر منتظر بماند و درصورت عدم تجدیدنظر خواهی در مهلت مقرر به درخواست وی، حکم غیابی اجرا خواهد شد. چنانچه محکوم علیه غایب پس از پایان مهلت با ادعای عذر موجه اقدام به اعتراض به رای غیابی نماید،درصورت صدور قرار قبولی شکایت و موجه شمردن ادعای معذور بودن از جانب ایشان، اجرای حکم تا حصول نتیجۀ واخواهی متوقف می شود.
اثر واخواهی نسبت به سایر اشخاص
ماده 309 قانون آئین دادرسی مدنی، اصلی را انشا می نماید که با اصول دادرسی منصفانه منطبق است و آن این است که:
- «رایی که پس از رسیدگی واخواهی صادر می شود فقط نسبت به واخواه و واخوانده موثر است و شامل کسی که واخواهی نکرده است نخواهد شد....» مطابق این ماده، در صورت تعدد محکوم علیهم چنانچه بعضی از آنها واخواهی نمایند و حکم درپی رسیدگی واخواهی فسخ شود، شامل اشخاصی که واخواهی نکرده اند، نمی شود.
همچنین، درصورت تعدد محکوم لهمِ حکم غیابی، چنانچه محکوم علیه تنها برخی از آنها را طرف واخواهی قرار دهد و حکم فسخ شود، رای جدید شامل اشخاصی که واخوانده نبودند نخواهدشد. در عین حال همان ماده استثنای مهمی را بر قاعده مذکور وارد آورده است که :«...... مگر اینکه رای صادره قابل تجزیه و تفکیک نباشد که در این صورت نسبت به کسانی که مشمول حکم غیابی بوده ولی واخواهی نکرده اند نیز تسری خواهد داشت.
اثر واخواهی و خسارت ناشی از اجرای حکم
درصورتی که واخواهی پس از اجرای حکم غیابی مطرح شود و حکم به نفع واخواه صادر گردد، خواهان مرحلۀ نخستین (واخوانده) ملزم به جبران خسارت ناشی از اجرای حکم غیابی نسبت به واخواه خواهد بود.
واخواه بعنوان اعتراض کننده و کسی که می خواهد حکم دادگاه را نقض نماید وظایفی دارد که در صورت عدم رعایت آنها ممکن است با رد واخواهی مواجه می گردد؛ آنچه که بعنوان تکلیف واخواه مورد بررسی قرار می گیرد بیشتر از لحاظ شکلی می باشد و در واقع وظایف و تکالیف واخواه در رعایت آیین دادرسی طرح دادخواست واخواهی می باشد و بشرح ذیل به اختصار بیان می گردد:
برای اعتراض به رای غیابی، محکوم علیه می بایست نسبت به تنظیم دادخواست در فرم چاپی که در مرحله نخستین مورد استفاده قرار می گیرد اقدام نماید.
دادخواست واخواهی و ضمائم آن به تعداد واخوانده(خواهان های دعوای بدوی) بعلاوه یک نسخه به مرجع مربوطه باید تحویل داده شود. تقدیم دادخواست واخواهی و ضمایم به شعبه صادر کننده حکم معترض عنه، از تکالیف دیگر واخواه می باشد.
پرداخت هزینه دادرسی مرحله واخواهی دعاوی غیر مالی از دویست هزار ریال تا یک میلیون ریال و هزینه دادرسی واخواهی دعاوی مالی تا مبلغ یک میلیون تومان 7 درصد و مازاد بر آن معادل سه درصد محکوم به می باشد و واخواهی از احکام غیابی صادره از شورای های حل اختلاف هیچگونه هزینه دادرسی ندارد.
بیان دلایل عذر موجه در صورت واخواهی بعد از انقضا مدت با وصف ابلاغ واقعی، یکی دیگر از وظایف واخواه می باشد.
اعلام آدرس صحیح برای ارسال اوراق پرونده، در صورت اشتباه بودن آدرس اعلامی از سوی خواهان بدوی، که در این صورت اوراق و اخطاریه های دادگاه، به آدرس جدید ارسال می گردد.
در صورتی که در مهلت واخواهی نسبت به حکمی تجدید نظر خواهی شود، هر چند که در حکم بدوی به حضوری و قابل تجدید نظر بودن تصریح شده باشد، با توجه به آنکه رأی در اصل غیابی و قابل واخواهی بوده، امکان رسیدگی تجدید نظر فراهم نیست و دادخواست تجدید نظر در حکم واخواهی تلقی میشود و برای رسیدگی واخواهی به دادگاه بدوی عودت میگردد.
طبق دادنامه شماره 92059970223300062 مورخ 1392/01/31 در خصوص دعوی آقای م.الف به طرفیت آقای الف.م به خواسته مطالبه مبلغ وجه یک فقره رسید عادی و خسارات دادرسی و تأخیر تأدیه، دادگاه با توجه به جمیع اوراق پرونده، حکم به محکومیت خوانده صادر نموده و علی رغم عدم ابلاغ واقعی اخطاریه خوانده و عدم حضور وی و یا معرفی وکیل و یا ارائه لایحه دفاعیه، رأی را حضوری اعلام نموده و طرف 20 روز پس از ابلاغ، قابل تجدید نظر در محاکم تجدید نظر اعلام نموده است. برای دریافت مشاوره حقوقی انلاین و رایگان به وبسایت موسسه مراجعه نمایید.
نگارش نمودن اوراق قضایی اصولی دارد که هر کسی نمی تواند اقدام به تنظیم آن کند. برای تنظیم دادخواست واخواهی، لازم است که به وکیل خوب مراجعه نموده و یا در این زمینه از مشاوره حقوقی متخصصین این حوزه استفاده نمایید.
اگر به دنبال وکیل خوب برای نگارش دادخواست واخواهی هستید، موسسه حقوقی وکیل تلفنی در این زمینه به شما پیشنهاد می شود. امکان ارائه خدمات تنظیم اوراق قضایی به صورت مجزا از وکالت در پرونده وجود دارد و در همین راستا، وکلا فعال در موسسه وکیل تلفنی به صورت تخصصی اقدام به تدوین دادخواست واخواهی می کند.
ارائه خدمات نگارش اورق قضایی به صورت 24 ساعته در این موسسه امکان پذیر است. برای دریافت مشاوره حقوقی و تنظیم دادخواست واخواهی با شرایط مناسب، می توانید از طریق شماره 09212242670 اقدام نمایید.
نتیجه گیری
در نتیجهگیری نهایی میتوان گفت که واخواهی به عنوان یکی از طرق عادی شکایت از آرای قضایی، نقش مهمی در تضمین حقوق دفاعی اشخاص و تحقق دادرسی عادلانه ایفا میکند. این نهاد حقوقی که در مواد ۳۰۳ تا ۳۰۸ قانون آیین دادرسی مدنی تنظیم شده است، به محکومعلیه غایب این امکان را میدهد تا با اعتراض به حکم غیابی، از حق دفاع خود استفاده نماید.
قانونگذار با پیشبینی نهاد واخواهی، به دنبال حمایت از حقوق اشخاصی است که به دلایل مختلف امکان حضور در جلسه دادرسی و دفاع از حقوق خود را نداشتهاند. این حمایت قانونی از طریق اعطای فرصت مجدد برای دفاع و ارائه دلایل و مستندات صورت میگیرد. مهلت بیست روزه برای اشخاص مقیم ایران و دو ماهه برای اشخاص مقیم خارج از کشور، فرصت معقولی را برای اعتراض به حکم غیابی فراهم میآورد.
یکی از ویژگیهای مهم واخواهی، اثر تعلیقی آن است که به موجب آن، اجرای حکم غیابی با تقدیم دادخواست واخواهی متوقف میشود. این امر از حقوق محکومعلیه غایب در برابر اجرای احکامی که بدون حضور و دفاع وی صادر شدهاند، حمایت میکند. البته این قاعده در مورد دستور موقت و تأمین خواسته اعمال نمیشود تا حقوق خواهان نیز مورد توجه قرار گیرد.
رسیدگی به دادخواست واخواهی در همان دادگاه صادرکننده حکم غیابی صورت میگیرد که این امر از منظر اصول دادرسی و صرفهجویی در وقت و هزینهها منطقی به نظر میرسد. دادگاه در این مرحله مجدداً به تمامی جهات و دلایل طرفین رسیدگی میکند و محدود به موارد مندرج در دادخواست واخواهی نیست.
نکته قابل توجه دیگر این است که واخواهی صرفاً در مورد احکام غیابی قابل اعمال است و قرارها را شامل نمیشود. همچنین احکام غیابی صادره از دادگاه تجدیدنظر قابل واخواهی نیستند که این امر با توجه به ماهیت مرحله تجدیدنظر و لزوم قطعیت آرا در این مرحله قابل توجیه است.
واخواهی از این جهت که امکان دفاع مجدد را برای محکومعلیه غایب فراهم میآورد، با اصول دادرسی عادلانه و حق دفاع همسو است. این نهاد حقوقی تضمین میکند که هیچ شخصی بدون داشتن فرصت دفاع، محکومعلیه واقع نشود و در عین حال، سوءاستفاده از این حق نیز با پیشبینی مهلتهای قانونی و شرایط شکلی خاص محدود شده است.
در نظام حقوقی ایران، واخواهی به عنوان یک طریق عادی شکایت از آرا شناخته میشود که این امر نشاندهنده اهمیت و جایگاه ویژه آن است. این نهاد حقوقی در کنار سایر طرق شکایت از آرا، نقش مهمی در تضمین عدالت و حقوق اشخاص ایفا میکند.
بنابراین میتوان گفت که نهاد واخواهی با هدف حمایت از حقوق دفاعی اشخاص و تضمین دادرسی عادلانه پیشبینی شده است. این نهاد حقوقی با فراهم آوردن امکان اعتراض به احکام غیابی و رسیدگی مجدد به دعوا، نقش مهمی در تحقق عدالت و حمایت از حقوق اشخاص ایفا میکند. البته استفاده از این حق مستلزم رعایت شرایط و مهلتهای قانونی است تا از سوءاستفاده احتمالی جلوگیری شود.