بیع به چه معناست و تفاوت آن با معاوضه چیست؟

تا به حال قطعا عبارت قرارداد بیع به گوشتان خورده است.اگر ماهیت آن را نمیدانستید در این بحث به آن میپردازیم.

بیع در زبان ساده همان قرارداد خرید و فروش است و موضوعی خرید و فروش عین مال است نه صرفا منافع ان چون اگر مال به تنهایی در مالیت یکی باشد و صرفا منافعش به دیگری فروخته شود انموقع دیگر ماهیت قرارداد اجاره میشود.به فروشنده بایع به خریدار مشتری و به مال مورد نظر که فروخته میشود مبیع و به مبلغی که در ازای ان پرداخته میشود ثمن میگویند.

ماده 338 قانون مدنی بیع را این گونه تعریف کرده است: بیع عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم.

حال به یک نکته برمیخوریم.تنها شرطی که این ماده برای ما به ازای مال فروخته شده تعیین رده است معلوم بودن آن است!

پس این عوض معلوم بر این اساس میتواند اشیا دیگری غیر از پول راهم در برگیرد اما این طور نیست

سالیان سال مردم به صورت کالا با کالا با یک دیگر مبادله میکردند.گوشت در برابر برنج,هیزم در ازای ابزار اما این سیستم بعدها تغییر رد و واحد مشخص و قابل مبادله ای به عنوان پول به وجود آمد که مردم به وسیله ی آن خرید و فروش میکردند.اما ایا مبادله کالا به کالا به طور کل منسوخ شد؟خیر بله تبدیل به یک عمل حقوقی رسمی اما جداگانه به اسم معاوضه شد.همچنان هم اشخاص گاها به معاوضه روی می اورند برای مثال با مراجعه به سایت های فروش اشیا دست دوم به این اگهی ها برمیخورید که فلان گوشی با مدل دیگری تعویض میشود!اما باز هم ماهیتی متفاوت با بیع دارد چرا که عرف بیع را تنها مبادله کالا با پول میداند اما گویا قانون از تحولات اتفاق افتاده پیروی نکرده است و همچنان بیع را تملیکک عین به عوض معلوم تعریف کرده است اما اگر بخواهیم تفسیر عرف بر این ماده را نپذیریم سوال های بسیاری پیش می آید:مهم ترین سوالات آنند که  پس با این تفسی بیع چه فرقی با معاوضه دارد؟و در رابطه با قواعدی که فقط در بیع برقرارند مثل خیار تاخیر ثمن_ اختیار فسخ قرارداد در صورت دیرکرد مشتری در پرداخت مبلغ قرارداد _ یا حق شفعه با فروش سهم مشاع که در معاوضه هیچ موضوعیتی ندارند چگونه تعیین تکلیف کنیم؟

از هر جنبه ای بررسی کنیم متوجه میشویم که باید نظر عرف را بپذیریم و بیع را محدود به مبادله کالا با پول بدانیم مگر انکه خود طرفین قصد مشتک بر مبادله ی الا با کالا بدانند و صراحتا ان را در قرارداد بیع ذکر کنند که فلان کالا در ازای فلان کالا _فروخته شد_ و ان همنگام قرارداد بیع منعقد میشود اما اگر در قرارداد هیج اسمی از بیع یا معاوضه نبرند وو قصد مشترکشان مجهول باشد در این سکوت عرف را حاکم میدانیم و مبادله ی کالا با الا را تحت شمول قواعد معاوضه و مبادله کالا با پول را تحت شمول قواعد بیع میدانیم.

قرارداد دیگری نیز ککه بسیار به بیع نزدیک است و همچنان قضات را به تردید می اندازد تفاوت بین بیع و اجاره به شرط تملیک است اجاره به شرط تملیک به عنوان مثال زمانیست که اقای الف خانه اش را به اقای ب اجاره میدهد.اقای ب ماهیانه یا سالیانه مبلغی به قای الف میپردازد انقدر که جمع مبالغ برابر با مبلغ خانه شود در این صورت با پرداخت اخرین قسط مالکیت خانه از اقای الف به اقای ب منتقل میشود.

نکته:نمیتوان بیع را بنا بر مقاصد خاصی به صورت بلاعوض انجام داد ماهیت عقد بیع تملیکی بودن انست پس اگر دو طرف به دلایلی برای فرار از مقررات خاصی قراردادی به اسم بیع منعقد نند ولی در ان تمثنی به عنوان ما به ازا در نظر نگیرند یا انقدر مبلغ ناچیزی را در نظر بگیرند ه نتوان با ارزش مال مقایسه نمود

یا فروشنده برخلاف واقع و به دروغ اقرار به دریافت ثمن کند یا سند پنهانیی در این باره بین طرفینتنظیم شود نام بیع در سربرگ قرارداددیگر اهمیتی ندارد چرا که ماهیت عقد به اراده ی واقعی طرفین بستگی دارد و تماما قواعد هبه است که بر قرارداد های مورد مثال حاکم میشود.

و همچنین مالی که مورد خید و فروش قرار میگیرد نیز باید عین باشد یعنی وجود مادی و ملموس داشته باشد و مستقلا قابل خرید و فروش باشد پس منافع و حق و خدمات نمیتوانند به عنوان بیع خرید و فروش شوند.

خرید و فروش خدمات دیگر بیع نیست بله تحت شمول قواعد قرارداد های کار و امثال ان در می آید.

قرارداد خریدو فروش حق هایی مثل حق انتفاع  و حق سرقفلی هم تحت شمول قواعد بیع نیست بلکه تحت شمول ماده 10 قانون مدنی و اصل ازادی قراردادها منعقد میشوند.

قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نموده‌اند در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ است.ماده ده:

و درباره ی منفعت بالاتر گفتیم که اگر صفا منافع مالی فروخته شود ان قرارداد اجاره است بیع یعنی خرید و فروش مال به همراه منفعت اما مال بدون منفعت نیز میتواند مورد خرید و فروش تحت عنوان قرارداد بیع دربیاید چراکه مادی و ملموس است به این معنا که مالی که منافعش قبلا به دیگری منتقل شده است فروخته شود مثلا اقای الف در تابستان خانه اش را به اقای ب اجاره میدهد و در زمستان ان را به کل به اقای ج میفروشد قرارداد اجاره سرجایش هست و اقای ج صاحب خانه ی جدید اقای ب میشود و به این بیع,خرید و فروش کالای مسلوبالمنفعه میگویند.

نگارنده :هدیه عرفانیان سمیعی کد مشاور 7659 

درخواست مشاوره حقوقی (خط ویژه شش رقمی)۰۲۱-۴۷۶۲۵۹چارت های اقتصادیِ هزینه ی مشاوره حقوقی تلفنی با برترین وکلای دادگستریمدت زمان مشاوره حقوقیاجرت (تومان) ۵ دقیقه مشاوره حقوقی با وکیل   ۱۰.۰۰۰هزار تومان۱۰ دقیقه مشاوره حقوقی با وکیل۲۰.۰۰۰ هزار تومان۲۰ دقیقه مشاوره حقوقی با وکیل۴۰.۰۰۰ هزار تومان۳۰ دقیقه مشاوره حقوقی با وکیل۶۰.۰۰۰ هزار تومان۱ ساعت مشاوره حقوقی با وکیل۱۰۰.۰۰۰ هزار تومانساخت درگاه پرداخت آنلاین در دست اقدام است (از صبوری شما سپاسگذاریم)برای مشاوره با وکیل یکی از مبالغ فوق را به شماره کارت ۶۰۳۷۹۹۷۳۸۲۲۸۴۵۳۸ به نام هادی توکلی واریز کنید و سپس اطلاعات واریز را به شماره ۰۹۲۱۲۲۴۲۶۷۰ پیامک یا واتساپ نمایید تا وکیل در کمتر از ۵ دقیقه به خط شما تماس حاصل می کند.