در یک قرارداد بیع شرط شده است در صورتی که هریک از طرفین از معامله منصرف شود باید مبلغ پنجاه میلیون ریال به طرف مقابل پرداخت کند آثار و ضمانت اجرای چنین شرطی چیست؟
نظر اول
لیست هزینه مشاوره تلفنی با برترین وکلای دادگستری
((بعد از پرداخت، وکیل پایه یک دادگستری زیر 5 دقیقه جهت مشاوره با شما تماس میگیرند))
جدول مشاوره حقوقی فوق تخصصی شبانه روزی
مدت زمان مشاوره حقوقی
اجرت (تومان)
پرداخت آنلاین
5 دقیقه مشاوره حقوقی فوق تخصصی با وکیل پایه یک دادگستری
درخواست جهت: ثبت انلاین لایحه و اظهارنامه (بعد از پرداخت وکلای موسسه زیر 5 دقیقه با شما تماس میگیرند)
لیست هزینه مشاوره تلفنی با برترین وکلای دادگستری
((بعد از پرداخت، وکیل پایه یک دادگستری زیر 5 دقیقه جهت مشاوره با شما تماس میگیرند))
جدول مشاوره حقوقی تخصصی شبانه روزی
مدت زمان مشاوره حقوقی
اجرت (تومان)
پرداخت آنلاین
لطفاً پس از پرداخت، لوگوی واتساپ زیر را لمس نموده و تصویر فیش واریزی را به آن ارسال نمایید تا وکیل در کمتر از ۵ دقیقه با شما تماس بگیرد.
روش پرداخت بعدی به این صورت می باشد که یکی از مبالغ فوق را به شماره کارت ۶۰۳۷۹۹۷۳۸۲۲۸۴۵۳۸ به نام هادی توکلی واریز کنید و سپس اطلاعات واریز را به شماره ۰۹۲۱۲۲۴۲۶۷۰ پیامک یا واتساپ نمایید تا وکیل در کمترین زمان به خط شما تماس حاصل کند.
مشاوره فوری با وکیل: 09212242670
آنچه در اعمال حقوقی ملاک تصمیمگیری است قصد ورضای معامل یا متعاملین است و مطابق قاعده: «العقود تابعه للقصود» باید قصد طرفین معامله از درج چنین شرط یا قیدی را احراز کرد. با توجه به اینکه درج چنین جملهای در ضمن معامله مسلماً از نظر طرفین قرارداد دارای آثار حقوقی است و منظور آنها نیز صرف نظر از تثبیت واستحکام معامله، ایجاد حق فسخ برای هرکدام از طرفین برای مدت نامحدود نیست و با توجه به این که حق انصراف و عدول از معاملهای را که ضمن عقد، طرفین برآن توافق کردهاند نمیتوان بدون سبب قانوین ازآنها سلب کرد، چنین شرطی وفق قاعده:« المؤمنون عند شروطهم» برای طرفین لازم الاتباع است لیکن در صورت نداشتن مهلت معین برای انصراف، مدت شرط را باید منصرف و به مدت متعارف کرد؛ زیرا نه قصد طرفین، ایجاد حق فسخ به صورت نامحدود است و نه عرف و قانون حق فسخ برای مدت نامعلوم را میپذیرد(ماده 225 قانون مدنی).
نظر دوم
نظر به اینکه شرط مندرج در ضمن عقد از مصادیق خیار شرط است که مدت آن معین و مشخص نشده است و با توجه به اینکه خیار شرط موجب غرری شدن معامله و در نتیجه بطلان عقد میشود، معامله و شرط ضمن آن به جهت حدوث غرر و مطابق ماده 401 قانون مدنی باطل است.
نظر سوم
با توجه به اینکه قصد طرفین عقد از درج چنین شرط یا قیدی، اختیار انصراف از معامله برای هرکدام از طرفین در هر زمان است که این موضوع با قواعد شرط خیار تفاوت اساسی دارد و با توجه به این که نظر متعاقدین، تعیین خسارت برای تخلف از انجام عهد است و در حقیقت نوعی سازش برای حل اختلاف احتمالی درآینده است، آنچه تحت عنوان شرط در ضمن چنین قراردادی درج شده در حقیقت نوعی وجه التزام است که برای تخلف از انجام تعهد است. لیکن باید توجه داشت که وجه التزام جانشین خسارت وارده است و به این جهت متعهد له یا مشروطُ له حق دریافت اصل متعهد و وجه التزام راهمزمان ندارد و طرف قرار داد نیز مکلف است یا اصل تعهد را انجام دهد یا در صورت انصراف از انجام معامله، وجه التزام معین شده را پرداخت کند که رأی اصراری شماره 96 مورخه 7/9/1368 هیئت عمومی دیوان عالی کشور نیز مؤید این نظر است. با این وجود، وجه التزام برای عدم انجام تعهد و یا تأخیر در انجام تعهد است و به این جهت در صورتی که طرفین تعهدات خود را کاملاً انجام و اجرا کرده باشد، معامله تمام شده است وجه التزام نیز منتفی میشود.
نظر کمیسیون نشست قضائی:
چنانچه دادرس دادگاه از مفاد و مدلول عقد، احراز کند که مراد از شرط تعیین انصراف از معامله، با توجه به کیفیت قرارداد مبایعه، تعداد مطلوب بوده و شرط مقید در مبایعهنامه در واقع وجه التزام عدم حضور به موقع در دفتر اسناد رسمی برای تنظیم سند رسمی است و با توجه به اصل لزوم قراردادها طرفین به نحو ملزمی، ملتزم به اجرای قرار شدهاند و تا تاریخ تنظیم سند رسمی اعمال خیار شرط ننمودهاند، حکم به الزام به تنظیم سند رسمی و در صورت مطالبه وجه التزام تخلف از حضور در دفتر اسناد رسمی با احراز تحقق شرایط آن حکم محکومیت متخلف به نحو مقتضی صادر خواهد شد. مطابق عرف حاکم بر قراردادها، چنین شروطی را لوازم عرفی معامله موضوع ماده 225 قانون مدنی است که با توجه به قصد و نیت طرفین معمولاً برای استحکام معامله است وقید چنین شروطی از مصادیق خیار شرط موضوع ماده 399 قانون مدنی نیست؛ زیرا علی الاصول خیار شرط ناظر به این است که در مدت معینی برای خریدار یا فروشنده یا هر دو یا شخص خارجی اختیار فسخ معامله باشد نه اینکه اعمال آن منوط به تخلف از انجام تعهد باشد.
توسط:
حسین سیفی
۱۴۰۲/۷/۷ | ۱۹:۴۹:۱
در حالتی که شرط موجود در قرارداد منوط به این امر میگردد که در صورت تخلف یکی از طرفین از تعهد موجود در قرارداد آن شرط قابلیت اعمال پیدا می کند نمیتوان این امر را با خیار شرط تطبیق داد و شرط و عقد را باطل قلمداد کرد چرا که شرط فوق در فرضی میباشد که یکی از طرفین تعهد خود را انجام نداده و به واسطه عدم انجام تعهد شرط قابلیت اعمال پیدا کرده است
توسط:
محمدحسین انصاری مهیاری
۱۴۰۲/۷/۲ | ۱۲:۵:۲۲
درود بر شما اولا اشتباه تفسیر نشود شرط ضمن عقد فقط شرط خیار نیست بلکه شروط فعل و صفت و نتیجه را در بر میگیرد و هر کدام احکام خود را برای عین معین یا کلی هست دارد و شرط خیار فقط شامل عقد لازم هست که این شرط بایستی مدت داشته باشد در غیر اینصورت شرط و عقد باطل هست و شرط خیار مختص همه عقود نیستمانتد نکاح و وقف لذا شرایط ضمانت اجرا آن هم در صورت داشتن مدت بایستی فراهم گردد
توسط:
مهدی مظفری اناری
۱۴۰۲/۷/۱ | ۱۴:۴۴:۳۹
به نظر می رسد با عنایت به قاعده المومنون عند شروطهم و العقود تابعه للقصود باید گفت هر گونه شرطی که خلاف صریح شرع و قانون نباشد را طرفین می توانند در عقد درج نمایند. در مانحن فیه نیز شرط پرداخت خسارت پنجاه میلیون ریالی منوط به فسخ معامله در مدت معین تعیینی است و اگر حق فسخ بدون مدت باشد یقینا شرط باطل و مبطل است که پرداخت خسارت تعیینی نیز به خودی خود کان لم یکن می شود
توسط:
mohamad sheykhi
۱۴۰۲/۷/۱ | ۱۴:۷:۳۵
چنانچه دادرس دادگاه از مفاد و مدلول عقد، احراز کند که مراد از شرط تعیین انصراف از معامله، با توجه به کیفیت قرارداد مبایعه، تعداد مطلوب بوده و شرط مقید در مبایعه نامه در واقع وجه التزام عدم حضور به موقع در دفتر اسناد رسمی برای تنظیم سند رسمی است و با توجه به اصل لزوم قراردادها طرفین به نحو ملزمی، ملتزم به اجرای قرار شده اند و تا تاریخ تنظیم سند رسمی اعمال خیار شرط ننموده اند، حکم به الزام به تنظیم سند رسمی و در صورت مطالبه وجه التزام تخلف از حضور در دفتر اسناد رسمی با احراز تحقق شرایط آن حکم محکومیت متخلف به نحو مقتضی صادر خواهد شد. مطابق عرف حاکم بر قراردادها، چنین شروطی را لوازم عرفی معامله موضوع ماده ۲۲۵ قانون مدنی است که با توجه به قصد و نیت طرفین معمولاً برای استحکام معامله است و قید چنین شروطی از مصادیق خیار شرط موضوع ماده ۳۹۹ قانون مدنی نیست؛ زیرا علی الاصول خیار شرط ناظر به این است که در مدت معینی برای خریدار یا فروشنده یا هر دو یا شخص خارجی اختیار فسخ معامله باشد نه اینکه اعمال آن منوط به تخلف از انجام تعهد باشد
توسط:
فاطمه عمادی
۱۴۰۲/۷/۱ | ۱۱:۴:۳۹
باسلام بنظر میرسد در این مورد اراده طرفین اعمال خیار شرط نیست بلکه نوعی شرط خیار است که چون شرط محقق نشود اختیار فسخ اثبات میشود پس عدم تعیین مدت برای اعمال شرط مقتضای بطلان ندارد و توافق براین شرط برای تاکید و الزام بیع است نه تزلزل آن لذا دادگاه میتواند در صورت عدم انجام تعهد از سوی متعاهدین نسبت به اخذ وجه التزام رای حکم دهد.
توسط:
امان آبادی
۱۴۰۲/۷/۱ | ۱۰:۲۷:۵۰
اگر در قرارداد بیعی شرطی درج شود وشرط انجام نشود و از اراده و توان طرف قرارداد خارج باشد در قانون مدنی کلیات بیان شده؛ مثل شرط نتیجه، به هر دلیل این نتیجه واقع نشود برای طرف مقابل حق فسخ ایجاد میشود البته بستگی به نحوه شرط دارد.
توسط:
علیرضامحمدی
۱۴۰۲/۷/۱ | ۱۰:۸:۵۲
سلام و وقت بخیر
بسیار قابل تقدیره که از طریق مطالعه مقالات و مطالب سایت وکیل تلفنی میتوان به مباحث روز و پرتکرار در پرونده ها و دعاوی جاری در محاکم دسترسی داشت و ضمن این مطالعه میتوان از نظریات افراد حقوقی و متخصص که به بحث و تبادل نظر در ذیل این مقالات میپردازند نیز دست یافت
ممنونم
توسط:
امین چراغی شیخ آباد
۱۴۰۲/۷/۱ | ۹:۴۶:۷
سلام و عرض ادب
بطلان و یا انحلال قرارداد عموماً منجر به بطلان همه مفاد و شروط و تعهدات آن نیز خواهد شد. مسئله این تحقیق؛ مبنا، ارکان و موارد مهم اعتبار مستقل برخی از مفاد و شروط و تعهدات تبعی و فرعی در صورت عدم انعقاد یا بطلان یا انحلال قرارداد اصلی است. باید به روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی و با استفاده از اطلاعات کتابخانهای، مصادیق، مبانی و ارکان این شروط مستقلاً معتبر موردبررسی قرار گیرد. بر مبنای قانون، اراده و همچنین عرف و عادت، با رعایت شرایط اساسی صحت، برخی شروط مثل محرمانه داشتن اطلاعات، خود قراردادی مستقل هستند و حتی اگر قرارداد اصلی منعقد نشود نیز این دسته از شروط برطرفها لازم الاتباع هستند. برخی دیگر از شروط مثل نحوه استرداد عوضین، قرارداد مستقلی هستند که برای اعتبار و حاکمیت برطرفها بعد از انحلال یا بطلان قرارداد اصلی منعقد میشوند؛ این دسته از شروط با انحلال یا بطلان عقد اصلی الزامآور میگردند. برخی دیگر مثل شروط حلوفصل اختلافات همواره با بقای قرارداد یا انحلال و بطلان آن، مستقلاً برطرفها حاکم هستند. در کنوانسیون بیع بینالمللی کالا و نیز در اصول قراردادهای بازرگانی بینالمللی و اصول قراردادهای اروپا، به استقلال این شروط تصریحشده است. در حقوق ایران نیز احکام منطبق و هماهنگ با آنچه در اسناد بینالمللی آمده، قابل استنباط و استخراج است.
توسط:
محمد صادق تیغ نورد
۱۴۰۲/۷/۱ | ۷:۵۷:۵۳
با سلام و احترام،
همانطور که در ماده 10 قانون مدنی پیش بینی شده افراد این اختیار را دارند که بین یک دیگر قراردادهای خصوصی را منعقد نمایند که می تواند عناوین مختلفی چون عقد بیع یا قرض و یا اجاره داشته باشد . گاهی در ضمن عقد بیع، بایع و مشتری شرط میکنند که اگر بایع در مدت زمان معینی ثمن را به مشتری مسترد نکند، حق فسخ معامله و اخذ مبیع را دارد. برای مثال، فرض کنید الف خودروی خود را به ب فروخته و در مبایعهنامه قید کردهاند که اگر الف ظرف ۶ ماه از تاریخ انعقاد قرارداد، ثمن را به بایع مسترد نکند، حق فسخ عقد بیع را دارد اما گاهی ممکن است بایع تنها بخشی از ثمن را به مشتری بازگرداند. در این صورت، حق فسخ نسبت به بخش بازگردانده شده از مبلغ قرارداد دارد. برای مثال، فرض کنید الف خودرو و خانهی خود را به ب فروخته و در مبایعهنامه ذکر شده که اگر الف ظرف ۶ ماه از تاریخ وقوع عقد، ثمن را به بایع مسترد نکند، حق فسخ مبایعهنامه را دارد. اما بایع تنها میتواند بخشی از ثمن را به مشتری بازگرداند (ثمن مربوط به خودرو) و ثمن مربوط به خانه را به مشتری بازگرداند نتواند. در این صورت، مالکیت خانه به مشتری منتقل میشود و معامله نسبت به خودرو فسخ میشود. مفهوم عقد بیع شرط و شرایط آن ، در ماده ۴۵۸ قانون مدنی بیان شده است که بر اساس این ماده ، در عقد بیع ، طرفین می توانند با هم شرط کنند که هر گاه فروشنده مال ، در مدت معینی ، تمام یا بخشی از ثمن یا بهای معامله را به مشتری پس بدهد اختیار فسخ یا بر هم زدن تمام یا بخشی از معامله را داشته باشد. نکته آخر اینکه باید در زمان انعقاد هر قراردادی معنای و مقصود واقعی طرفین را احراز نمود زیرا بعدا چنین استنباطی در تصمیم گیری قضایی بسیار تاثیر گذار است.
توسط:
فریبرز ذوالفقاری
۱۴۰۲/۷/۱ | ۷:۵۳:۳۲
با سلام آنچه در اعمال حقوقی ملاک تصمیمگیری است قصد ورضای معامل یا متعاملین است و مطابق قاعده: «العقود تابعه للقصود» باید قصد طرفین معامله از درج چنین شرط یا قیدی را احراز کرد. با توجه به اینکه درج چنین جملهای در ضمن معامله مسلماً از نظر طرفین قرارداد دارای آثار حقوقی است و منظور آنها نیز صرف نظر از تثبیت واستحکام معامله، ایجاد حق فسخ برای هرکدام از طرفین برای مدت نامحدود نیست و با توجه به این که حق انصراف و عدول از معاملهای را که ضمن عقد، طرفین برآن توافق کردهاند نمیتوان بدون سبب قانوین ازآنها سلب کرد
نظر شما در مورد این مطلب