سلام خسته نباشید. چندی قبل درست روز عید غدیر شخصی که ده سال قبل قطعه زمینی از اراضی کشاورزی استان قدس را به ما فروخته بود همراه چند نفر دیگر وشخصی که خود را وکیل ایشان معرفی میکرد به درب منزل مسکونی ما که در واقع ملکی واقع در همان قطعه زمین بود امدند واستا سعی کردند با صحبت ما را راضی کنند تا مبلغی را گرفته اونجا را تخلیه کنیم جالب اینجاست که همان مبلغی که ده سال قبل از ما گرفته بودند را فقط میخواستند به ما بدهند انهم به صورت اقساط وطبیعتا با مخالفت ما مواجه شدند چون در این ده سال تغییرات زیادی بوجود امده بود ودر واقع سختی کار را ما به پایان رسانده بودیم وبا مشکلات فراوان یک دامداری کوچک را راه اندازی کرده بودیم و..... ده سال خودش عمری است..! وقتی دیدند که ما مخالفت کردیم با ناراحتی رفتند هنوز بیست دقیقه نگذشته بود که صدای کوم کوم در حیاط امد وتا امدیم به سمت حیاط برویم دیدیم شخصی از در بالا امد وداخل حیاط پرید ودر را از اینطرف باز کرد وعده ای به داخل حیاط هجوم اوردن که سردسته انها همان اقای جانبازی بود که فروشنده زمین به ما بود وبا یک چوبدستی به دست وبا همان ویلچر در حالی که فدایی میکرد به سمت درب ورودی خانه می امد همسر من این صحنه را که دید البته به پیشنهاد من سریع به پشت بام پرید واز همانجا شروع کرد به فیلمبرداری کردن ومن ودختر کوچکم در خانه تنها ماندیم اما در کمال تعجب دیدیم با وقاحت تمام فروشنده به همراه پسرش به سمت من هجوم اوردن ومن به داخل منزل فرار کردم ودر را بستم اما با گذاشتن پا لای در مانع بستن در شدن وهمینطور در را به داخل هل میدادند تا نهایتا زور من نرسید واز پشت به زمین افتادم اونجا وارد منزل شدند وحشیانه با چوب به جان لوازم زندگی من افتادند چونان خودتی در تخریب لوازم من اعمال میکردن که حتی گریه های بی امان دختر کوچکم هم نمیتوانست مانع انها شود وبی وقفه میگفتن همین الان برین همین الان خالی کنین اینهمه جسارت واقعا من را متعجب کرده بود اما باز فکر میکردم که مملکت بی قانون نیست وحتما مامورین صدو ده اگه بیایند وببینم کار اینها تمام است غافل از اینکه این عده ده نفری به سردردی همان جانباز فروشنده قبل از اینکه به منزل ما هجوم بیاورند به پاسگاه رفته ونمیدونم چطور پاسگاه رو از خود کرده بودند چرا که همانطور که در فیلم معلوم هست من داد میزدم وکمک کمک میکردم وهمش اسم پلیس را میبردم اما ناگهان گفتن بیخود زحمت نکش پلیس در جریان هست قبل از اینجا پاسگاه بودیم با اینحال من مرتب با صدو ده تماس میگرفتم تا اینکه جواب دادند وکاملا متوجه سرو صدا ولشون اینطرف شدند وگفتم کمک کنین وگرنه اینجا یکی کشته میشه اما با کمال تعجب چهل وپنج دقیقه گذشت ودرست هفده بار تماس گرفتم اما خبری نشد تا بعد چهل وپنج دقیقه دو مامور یک سروان با یک سرباز امدند اما در کمال تعجب با وجودیکه دیدند که من داخل خانه هستم همسرم روی پشت بام یک ماشین ون دم در وکلی ادم توی حیاط هستن باز بی اعتنا به ما به سمت انها رفتند چطوری رفتار کردند با ما که انگار ما انجا را غصب کردیم بعد از ده سال زندگی؟! و شروع به نوشتن گذارش کردن وهر چه را که از طرف مهاجرین میشنیدن فقط مینوشتن وخیلی جالب است که متوجه فیلم برداری ما نشدند ودر گذارش خود دروغهای زیادی گفتند که کاملا با فیلم مغایرت دارد وخلاصه این اتفاق برای سه بار افتاد وسه بار مرتب ورود به عنف به داخل منزل ما شد وبعد گذارش خلاف واقع پلیس وهمین شد مدرک ودلیل مالکیت ایشان برای شکایت کیفری به دادگاه به عنوان تصرف عدوانی وبعد دادگاه و همین اتفاق در دادگاه هم افتاد وبا وجود فیلم نهایت حکم به محکومیت ما صادر شد اما این حکم درست زمانی به ما رسید که یکماه از صدور ان گذشته بود یعنی حتی زمان وارسته برای اعتراض به ان نداشتیم وبعد از ماجرا در ظرف دو هفته دو بتر تصادف عمدی برای ما بدهند اوردن یکی به همسرم زدند وزیری هم دختر کوچکم را زیر گرفتن وقرار کردن والبته اینکه حتی شکایت ورود به عنف که ما کردیم هم ایشان را تبریه کرد یعنی با وجود همه جور مدرک پسند واحد وفیلم باز حق ما پایمال شد ویروس قرار نهایی از شکایت ورود به عنف که ما از ایشان کردیم امد والان واقعا موندم که دیگه چکار کنم چوطوری حق ضایع شده دخترم رو که یکسال از مدرسه عقب مونده وزندگی از بین رفته ام وخانه ای که با هزار ارزو خریدم وده سال در ان زندگی کردم وفاداری وتمامی اموال والاه ورززوهای خود باشم لطفا بگین چکار کنم در ضمن در صورت لزوم مدارک وفیلم اماده ارسال هستند