موسسه وکیل تلفنی

  • حسین عرفانی گرامی : سوال حقوقی شما با موفقیت توسط اپراتور تائید شد ساعت ۱۱:۱۴:۴۶ تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۱۴
  • سیمار رزمیار سیما رزم یار گرامی : سوال حقوقی شما با موفقیت توسط اپراتور تائید شد ساعت ۸:۵۹:۵ تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۱۳
  • سجاد زبیدیان فرد گرامی : سوال حقوقی شما با موفقیت توسط اپراتور تائید شد ساعت ۳:۳۴:۲۸ تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۱۲
  • آیدا شایان گرامی : سوال حقوقی شما با موفقیت توسط اپراتور تائید شد ساعت ۱۲:۱۸:۱۹ تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۱۱
  • علی آروین گرامی : پرونده حقوقی شما با موفیت توسط اپراتور تائید شد ساعت ۶:۷:۵۰ تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۱۱
  • حسین صالحی پارسا گرامی : سوال حقوقی شما با موفقیت توسط اپراتور تائید شد ساعت ۱۷:۵۱:۶ تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۸
  • سیما روا گرامی : سوال حقوقی شما با موفقیت توسط اپراتور تائید شد ساعت ۱۶:۴۴:۴۴ تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۲۹
  • بهار خیابانی گرامی : سوال حقوقی شما با موفقیت توسط اپراتور تائید شد ساعت ۱۳:۹:۲۶ تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۲۹
  • وکیل هادی توکلی گرامی : پاسخ حقوقی شما ارسال شد ساعت ۱۵:۱۴:۲۹ تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۲۷
  • وکیل هادی توکلی گرامی : پاسخ حقوقی شما ارسال شد ساعت ۱۵:۱۲:۳۸ تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۲۷
انجمن وکیل تلفنی

مشاوره حقوقی ابطال شناسنامه

مشاوره حقوقی

مشاوره حقوقی ابطال شناسنامه

  • توسط حداد
  • ۱۳۹۷/۲/۱۶ | ۱۱:۵۳:۰
  • 0 پاسخ
اینجانب فاطمه جابری هستم . سال 86 بود که خاله م به رحمت خدا رفتن . و من در حدود 22 سال بود که پیش خاله م و شوهر خاله م زندگی میکردم . اما داستان از کجا شروع میشه : دلیل اینکه اونها در سال های قبل که بچه دار نمیشدند و خاله م وقتی من دو ساله م بود تصمیم گرفت با موافقت خانواده و خواهرش که مادر اصلی من باشه من رو پیش خودش ببره و بزرگ کنه . ضمن اینکه در این سالها من با خانواده اصلی ام هم رفت و امد خانوادگی و خیلی عالی ای داشتیم . من 7 ساله م شد و به دبستان رفته بودم . با همان اسم و فامیل قدیم . تا اینکه سه چهار سال بعد شوهر خاله ام که من دیگه بهش میگفتم بابا واسه م شناسنامه ی جدید گرفت با فامیل خودش و من در شناسنامه ی خاله و شوهر خاله م قرار گرفتم بعنوان فرزند اونها . ( با فامیل انصاری ) . سالها گذشت و من 22 ساله شدم و تحصیلات پیش دانشگاهی م رو تموم کردم اونموقع . خاله م به دلیل بیماری سرطان بعد از 7 سال دست و پنجه نرم کردن به رحمت خدا رفت . و من ماندم و پدر دومم که در اصل شوهر خاله ام باشه . شش ماه گذشت . شوهر خاله م قصد کرد زن دوم بگیره و گرفت . من که دیگه توی خونه خیلی احساس تنهایی میکردم و از لحاظ روحی فشاری سخت رو تحمل میکردم تصمیم گرفته بودم برای مدت کوتاهی برم و پیش خونواده م باشم اما فقط برای مدت کوتاهی . و شوهر خاله م قبول کرد . چند روزی بود که من پیش اونها بودم که برگه از دادگاه اومد که او تقاضای نفی نسب کرده و این حکم اجرا شد . الان چند سال هست که من دیگه پیش خانواده خودم و در واقع اولی ام زندگی میکنم . و او زندگی جداگانه ای در جایی دیگر دارد . اما من مدارک تحصیلی ام بنام فاطمه انصاری با همان شناسنامه ی دوم ثبت شده و همینطور یک حساب بانکی دارم که با همان نام و فامیل و با همان شماره شناسنامه هست . سوال اینکه اگر من بخواهم این دو را با شناسنامه و کارت ملی جدیدم تغییر بدم چه کار باید کنم ایا برگه ای از دادگاه باید گرفت فالمثال که نوشته باشد خانوم جابری در واقع همان خانوم انصاری هست یا راه های دیگر ؟؟ ........ ضمن اینکه > ( اصل برگه ی نفی نصب هم با مهر قاضی پیش خودم هست )

مشاوره حقوقی تلفنی 24 ساعته ارزان

02147625900

 

مشاوره حقوقی فوری شبانه روزی

09212242670

 

واحد وکالت تلفنی

 

ایمیل وکیل تلفنی

vakiltel@gmail.com

 

ایمیل مالی وکیل تلفنی

vakiltelmali@gmail.com

 

واحد گارانتی مشاوره حقوقی

hade_tavakoli@yahoo.com

 

شماره پیامک مشاوره حقوقی

30007002700242

 

واحد مشاوره حقوقی مازندران:

مازندران شهرستان آمل خیابان هراز افتاب یک ساختمان ایران مهر طبقه چهارم واحد 12 

 

قوانین و مقررات وکیل تلفنی 

مشاوره حقوقی مشاوره حقوقی تلفنی  مشاوره حقوقی فوری اورژانس مشاوره حقوقی